أبي الفتح الكراجكي ( مترجم : كمره اى )
69
كنز الفوائد ( گنجينه معارف شيعه اماميه ) ( فارسى )
پسر جانم هر كه رضاى خدا جويد بسيار به خود خشم كند هر كه به خود خشم نكند پروردگارش را خشنود نسازد و هر كس خشم خود را فرو نكشد دشمن شاد شود . پسر جانم حكمت آموز تا شريف شوى زيرا حكمت بدين رهنما باشد و بنده را بر آزاد شرافت دهد و بينوا را از توانگر بالاتر برد و خرد را بر كلان پيش دارد و گدا را همنشين شاهان سازد و شريف را شرف افزايد و بزرگ را بزرگتر كند و توانگر را سرفراز نمايد . و چگونه گمان برد آدميزاده كه كار دين و زندگيش بىحكمت آماده شود با اينكه خدا عز و جل كار دنيا و آخرت را فراهم نكند جز بحكمت و حكمت بىطاعت خدا چون تن بيجانست و چون زمين بىآب ، تن بيجان بهى ندارد و نه زمين بىآب و نه حكمت بىطاعت . 52 - بسندش تا سهل بن سعيد گفت : در اين ميان كه ابو ذر با گروهى از ياران رسول خدا ( ص ) نشسته بود و من هم آن روز ميان آنها بودم بناگاه على بن ابى طالب نزد ما آمد و ابو ذر به او نگاه كرد و رو بسوى آن مردم نمود و گفت : چه مرديست براى شماها كه دوستيش گناهان را فرو ريزد چنانچه باد تند برگ خشك را از درخت فرو ريزد ؟ شنيدم از پيغمبر شما ( ص ) كه ميفرمود آن را بوى . گفتند : اى ابو ذر آن كيست ؟ پاسخ داد همان مردى كه بسوى شما آيد و به پندار پيغمبر شما اصحاب محمد همه به دو نياز دارند و او بدانها نيازى ندارد . شنيدم رسول خدا ( ص ) ميفرمود : على باب علم من است و بيان كند براى امتم هر آنچه را من بدان فرستاده شدم پس از من ، دوستيش ايمانست و دشمنيش نفاق و نگاه دوستانه و مهرورز به دو عبادت ، و شنيدم رسول خدا ( ص ) پيغمبرتان ميفرمود : نمونهء خاندان من در امتم نمونهء كشتى نوح است هر كس سوار آن شود نجات يابد و هر كه از آن رو گرداند هلاك باشد ، و چون باب حطه « 1 » است در بنى اسرائيل هر كه در آن درآيد در امانست و مؤمن و هر كه آن را وانهد كافر است .
--> ( 1 ) باب حطه در تاريخ بنى اسرائيل مقامى دارد و در قرآن مجيد ياد شده كه فرمايد ( آيهء 58 سورهء البقره ) : « و چون گفتيم درآئيد در اين قريه و بخوريد از آن از هر جا خواهيد بفراوانى و درآئيد در دروازه در حال سجده و بگوئيد حطه ( طلب آمرزش از گناه ) تا بيامرزيم خطاهاى شما را » مفسران گفتهاند اين قريه در حوالى شام بوده و برخى نام آن را اريحا گفتند .